Practical Thoughts Persian

تقریبا هیچ وقت تنفس در درمان لکنت وجود ندارد

تقریبا هیچ وقت تنفس در درمان لکنت وجود ندارد

برای دهه ها،قرن ها و یا احتمالا بیشتر،درمانگران و سایرین،تمرینات مختلف تنفسی را برای افراد دارای لکنت پیشنهاد کردند.من همیشه این را در اینترنت می بینم.

بدون این که چیزهای زیادی در این مقاله ی کوچک از دست بدهیم ؛اجازه بدهید فقط این را بگویم:مطلقا هیچ گونه شواهد پژوهشی مبتنی بر این که تغییر الگوهای تنفسی به طور بلند مدت به افراد دارای لکنت کمک می کند وجود ندارد.

دیوانه کننده است، می دانم!مگه نه؟

باشه،بگذارید خرابش کنم.اما ابتدا،قطعا،از آن جا که این لکنت است،ما همیشه باید شرایط منحصر به فرد را در نظر بگیریم.(این همان دلیل است که من(تقریبا)را در عنوان مقاله به کار بردم،اما اکثریت قریب به اتفاق (مثلا ۹۹٪)مراجعان که با آن ها در طول سی سال گذشته  کار کرده ام،به خوبی نفس می کشیدند،به طوری که نیاز نداشتند که حمایت تفسی شان بهبود پیدا کند.

خب،بیایید بگوییم آن ها به خوبی تنفس می کنند،تا زمانی که بعضی افراد خانواده یا درمانگر که نیت خوبی دارند به آن ها می گویند که قبل از این که بخواهی حرف بزنی نفس بکش.بعضی از افراد می گویند(نفس عمیق  بگیر)یا(با دیافراگمت نفس بکش)ولی همان طور که آسیب شناسان گفتار و زبان می دانند،مردم این گونه صحبت نمی کنند.ما قبل از این که صحبت کنیم از شکممان نفس عمیق نمی کشیم.ما در حین ارتباط در صورت نیاز به اندازه ی مناسب نفس می کشیم.به طور معمول،الگوی تنفس طبیعی برای گفتار روان کاملا کافی است.

این تاکید بر  تغییر راه تنفس افراد،به آن ها کمک نمی کند تا گفتار روان بیشتری داشته باشند.در پایان داستان،اکثرا،کاری که انجام می دهد این است که افراد را گیج می کند و همه ی آن توجه ها متمرکز می شود بر تنفسشان که در واقع فرآیند حرف زدن را سخت تر می کند.آن  می تواند حتی بیشتر از لکنت باعث اختلال در گفتارشان شود. 

پس ما قرار است که چه کار کنیم؟

ابتدا،اجازه دهید،تصدیق کنیم که تنفس عمیق می تواند برای آرامش مفید باشد و برای بعضی افراد،افزایش پاسخ آرامش شان می تواند کمک کنند که با شرایط دشوار مقابله کنند.توجه داشته باشید که من نگفتم که این ضرورا،آن ها را در آن شرایط روان تر می کند،ولی می تواند کمک می کند که با آن ها،آسان تر رو به رو شوند و اعتماد به نفس بیشتر می تواند به طور غیر مستقیم بر روی روانی تاثیر بگذراد.پس،اگر تنفس  کمک کند به مراجع که احساس خوبی داشته باشد قبل از ورود به موقعیت،سپس،قطعا،آن ها می توانند نفس بگیرند.ولی،آنها قطعا نباید به امید این که آن ها را روان تر می کند،این کار را انجام دهند .

دوم،اجازه دهید،مجددا اذعان کنم که گاهی مراجعی را پذیرش داریم که از قبل تنفس آن ها بهم ریخته است.منظورم از این حرف ،این است که به آن ها گفته  شده است،که کارهایی را با تنفسشان انجام دهند که احتمالا نیازی به انجام آن ها نداشته اند.کار ما با این مراجعان این است که به  آن ها کمک کنیم که تنفس طبیعی شان برگردد-تمرکز آن ها از این که یک کار خاص با تنفسشان انجام بدهند به تلاشی بیهوده برای مسلط بودن دور کند.این به معنای این است که ما باید آسیبی که با آن ها وارد شده است را جبران کنیم.(باز هم،توسط افراد خوش نیت)پس آن ها می توانند کارهای بیشتری را انجام دهند که افرادی که لکنت ندارند هنگام صحبت کردن انجام می دهند.(یعنی تنفس طبیعی)

سوم و مرتبط:حتی بدون ورودی از اعضای خانواده ی گمراه شده (و درمانگران)،بعضی اوقات،خود فرد تنفس‌اش را بهم می ریزند و تا از لکنت خودداری کنند.( سخت ترین مراجع من تا به حال پسر جوانی بود که در اصل یاد گرفته بود که  با "نفس عمیق گرفتن" که به یک دم عمیق تبدیل شده بود،از لکنت خودداری کند.)اما به جهت اثر توجه داشته باشید که این نفس کشیدن نبود که کار را سخت می کرد.این لکنت آن ها بود که باعث شد نفس کشیدنشان سخت شود.این یک راهکار اجتنابی بود،بنابراین کلید خنثی سازی الگو،کاهش اجتناب بود،نه تمرکز بر تنفس.(اگر چه در آن یک مورد من هم مجبور بودم این که کار را انجام دهم،زیرا الگو عمیقا جا افتاده بود.)

چهارم،اگر ما کسی را ببینیم که واقعا در حمایت تنفسی مشکل داشت(و این باید مستقل از روانی گفتارش تایید شود.ما نمی توانیم از لکنت به عنوان شاخصی  استفاده کنیم که حمایت تنفسی بهم خورده است،زیرا لکنت لحظه ای است که گوینده دچار مشکل است.به طور غیر ارادی کنترل مکانیسم گفتار را از دست داد.)پس باید به یک متخصص مناسب ارجاع دهیم تا مطمئن شویم که فرد سالم است.من این را در مواردی دیده ام که مثلا فردی که لکنت دارد،فلج مغزی هم داشته باشد.

در نهایت(در حال حاضر)می خواهم که پیشنهاد بدهم که به جای تغییر الگوی تنفس افراد از شانه ای به تنفس سینه ای یا دیافراگمی یا هر چیز دیگری،ما باید روی دلیلی تمرکز کنیم که ممکن است فرد تنش فیزیکی را تجربه کنند، یا دلیل این که تنفسشان را به هم می‌ریزند یا دلیل این که آن ها ترس را تجربه می کنند...

معمولا،دلیل ناراحتی آن ها خود لکنت است.

اگر ما کمک کنیم که افراد یاد بگیرند،بفهمند،تحمل کنند و در نهایت لحظه ی وقوع لکنت را بپذیرند،پس آن ها تنش بالا را نخواهند داشت،میل به اجتناب و ترسشان افزایش پیدا نخواهد کرد.این به آن ها بسیار بیشتر از هر تمرین دیگری با شیوه ی تنفس متفاوت کمک خواهد کرد.

در حال حاضر، در سطح عملی،این برای شما به چه معنا است؟اکثرا،این به این معناست که شما نیاز ندارید،برای تدریس تنفس دیافراگمی یا تنفس شکمی یا هر چیز دیگر به دانش آموزان، زمان صرف کنید.افراد می توانند از تنفس شانه ای و گفتار به خوبی استفاده کنند.در واقع بیشتر افراد در همه ی مواقع این کار را انجام می دهند.چرا باید افراد دارای لکنت فقط تلاش برای پوشاندن یا پنهان کردن لکنت،نحوه ی تنفس متفاوتی از الگوی تنفس افراد دیگر داشته باشند(مخصوصا زمانی که این روش متفاوت تنفس در وهله ی اول به کاهش لکنت کمک نمی کند.)؟!؟

نه،شما می توانید با رها کردن تکنیک های تنفسی برای روانی و تمرکز بر آن چه که واقعا مهم است، زندگی آن ها (و زندگی خودتان) را ساده کنید:کمک به افراد برای ارتباط ساده تر و اثر بخش تر،صرف نظر از نحوه ی نفس کشیدنشان.

اکی،این بیهوده گویی است.اما مسئله این است که من و نینا در همه ی لحظات به عنوان متخصص در زمینه ی لکنت با آن رو به رو هستیم.بنابراین بسیاری از مراجعان که نزد ما می آیند می گویند که به آن ها توسط بعضی از درمانگران قبلی یا اعضای خانواده به ما گفته شده که بدین شیوه یا آن شیوه تنفس کنیم و ما زمان زیادی را برای تلاش برای ترک عادت غیر مفید نفس کشیدن قبل از صحبت کردن،می کنیم.

اکنون،من می دانم که برخی از این ها بحث برانگیز خواهد بود و با آن چه به شما گفته شده متفاوت است.بنابراین نظرات خود را با  ما به اشتراک بگذارید.به آدرسinfo@StutteringTherapyResources.com ایمیل بدهید و اجازه بدهید که ما بدانیم شما چگونه فکر می کنید یا نظرات خود را در پست های شبکه ی اجتماعی ما با همین موضوع  اضافه کنید.ما برای گفت و گو ارزش قائلیم.

(وای! من نیاز به یک نفش عمیق دارم.)

پس،برای خلاصه:

  1. هیچ گونه شواهدی برای این که تغییر الگوی تنفس می تواند به طور طولانی مدت برای افراد دارای لکنت مفید است وجود ندارد.
  2. نقش ما برای مراجعان این است که تمرکز نادرست بر روی تنفس را که در حال حاضر باعث ایجاد مشکل در ارتباطات آن ها می شود،خنثی کنیم.
  3. گاهی اوقات،بی نظمی در تنفس،ممکن است بخشی از تلاش فرد برای اجتناب از لکنت باشد،نقش ما رسیدگی به دلایل فرد برای اجتناب است،نه تمرکز بر روی تنفس.
  4. اگر دلایل مشکوک پزشکی برای حمایت تنفسی کم وجود داشته باشد(دوباره نه درباره ی لکنتشان)،نقش ما این است که آن ها را به ارائه دهندگان خدمات بهداشتی و درمانی،ارجاع دهیم.
  5. در نهایت،ما باید کشف کنیم که چرا گویندگان اجتناب می کنند یا الگوی تنفسشان را تغییر می دهند.این به ما اطلاعاتی می دهد که بدانیم چگونه کمک کنیم.

مهم ترین کار در خانه:تنفس درمانی را کنار بگذارید و روی ارتباط راحت تر تمرکز کنید.

Translation: Kosar Goudarzian, Speech-Language Pathologist & Morteza Soleyman Dehkordi, Speech-Language Pathologist.n

 ترجمه : کوثر گودرزیان , آسیب شناس گفتار و زبان - مرتضی سلیمان دهکردی، آسیب شناس گفتار و زبان