Sign up for our monthly Newsletter for updates about our newest products! Sign up for our monthly Newsletter for updates about our newest products!

Practical Thoughts Persian

لکنت و اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی: داستان شخصی من

لکنت و اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی: داستان شخصی من

توسط:  Angélica Bernabé

مشخص است که  جامعه ما به افرادی که لکنت دارند انگ می زند. متاسفانه اگر فردی دچار لکنت و یک بیماری همزمان با آن باشد، انگ می تواند بیشتر باشد. اگرچه کمپین هایی وجود دارند که مختص ترویج تنوع و پذیرش هستند، اما هنوز کارهای زیادی هست که باید در این سفر عادی سازی شرایط، انجام دهیم.

من شدیدا معتقدم که یکی از آن اقدامات به اشتراک گذاشتن داستان هایمان است. با وجود اینکه ما در جهانی زندگی می کنیم که "آسیب پذیری" را مورد انتقاد قرار می دهد، وقتی متوجه می‌شویم که افراد دیگری نیز هستند که چیزهای مشابهی را تجربه می کنند، تاثیر مثبت زیادی دارد. پیام "شما تنها نیستید" باید پخش شود، زیرا همیشه کسی خواهد بود که نیاز به شنیدن آن دارد.

بنابراین به همین دلیل است که می خواهم کمی در مورد سفرم به اشتراک بگذارم. چون زمانی که هم پزشکان و هم روانشناسان به من گفتند که "معلوم بود که من ADHD دارم" احساس تنهایی کردم و نمی توانستم آن را باور کنم. اینکه لکنت دارم باعث نمی شود که احساس تنهایی کنم؛ ما یک جامعه بزرگ از افراد شگفت انگیز با صدها داستان برای به اشتراک گذاشتن هستیم. با این وجود که یک فرد دارای لکنت و ADHD بودم باعث شد من احساس منزوی بودن کنم.

جدا از آن، ناراحت بودم چون نمی خواستم قضاوت شوم. گاهی وقت ها مردم می توانند ظالم باشند و من نمی خواستم نظرات منفی بشنوم. بلافاصله احساس کردم که "کمتر از" دیگران هستم و می ترسیدم که مردم من را جور دیگری ببینند. وقتی که فهمیدم دوباره احساس "خارج از کنترل" بودن را داشتم، نا امید کننده بود اما این بار نه به خاطر گفتارم بلکه نا امیدی به خاطر نقص توجه من بود.

مجبور شدم کمک بخواهم و آن را پیدا کردم. در درمان، شروع کردم به پذیرش آن لحظات ناراحتی و نگاه کردن به آنها به عنوان بخشی از این سفر چون آن چیزی است که من را انسان می کند. من یاد گرفتم درست آنطور که تکنیک های گفتاری لکنت را درمان نمی کند، دارو نیز نمی تواند ADHD را درمان کند. بنابراین، لحظاتی خواهد بود که من لکنت خواهم کرد و لحظاتی دیگر که مغزم تصمیم می گیرد که تمرکز توجهم را تغییر دهد و من یاد می گیرم که آن را مدیریت کنم.

می دانم که روزی به طور کامل ADHD خود را می پذیرم پس فقط باید صبور باشم و به روند خودم احترام بگذارم. قدم به قدم شروع می کنم و سعی می کنم که عجله نکنم. برای مثال تقریبا یک سال پیش من فقط می توانستم با والدینم در این مورد صحبت کنم و امروز من اینجا هستم و درباره ی شرایطم می نویسم. هر قدم مهم است و اکنون دلایل بیشتری دارم تا به خودم افتخار کنم.

البته این روند زمانی آسان تر میشود که ما توسط افراد مناسب احاطه شده باشیم. حتی اگر همه چیز در ابتدا تاریک به نظر برسد، دانستن حمایت آن دسته از بستگان و دوستان که بدون توجه به هر اتفاقی از تو حمایت می کنند شگفت انگیز است. علاوه بر این، دیدن این که انسان های خونگرمی وجود دارند که تمام تلاش خود را صرف آسان کردن زندگی ما می کنند بسیار زیباست.

از اینکه به من فرصت دادید تا داستانم را به اشتراک بگذارم و به افراد دیگر کمک کنم تا بدانند که آن‌ها نیز تنها نیستند، ممنونم. 

Translation: Azin Faghihi, Speech-Language Pathologist & Morteza Soleyman Dehkordi, Speech-Language Pathologist.n

 ترجمه :آذین فقیهی , آسیب شناس گفتار و زبان - مرتضی سلیمان دهکردی، آسیب شناس گفتار و زبان